تبليغاتX
پاتوق همه ی دختر پسرای ایرونی

پاتوق همه ی دختر پسرای ایرونی

10واقعیت اعجاب‌انگیز درمورد گفتار انسانها

۱۰واقعیت اعجاب‌انگیز درمورد گفتار انسانها

1. مهارت حرف‌زدن یک شگفتی است. برای تولید یک عبارت، تقریباً 100 عضله در سینه، گردن، فک، زبان و لب‌ها باید با هم همکاری کنند. هر عضله دسته‌ای متشکل از صدها یا هزاران فیبر است. برای هماهنگی این عضلات، نورون‌هایی بسیار بیشتر از حد لازم برای پای یک ورزشکار لازم است تا این عضلات را منقبض کنند. فقط هر یک نورون حرکتی می‌تواند حرکت را در 2000 فیبر عضلانی موجود در عضله ساق تحریک کند. اما نورون‌هایی که تارهای صوتی یا حنجره را کنترل می‌کنند، می‌توانند فقط به یک تا دو-سه سلول عضلانی بچسبند.

 

2. هر کلمه یا عبارت کوتاهی که بر زبان می‌آید با الگوی حرکت عضلانی خاص خود همراه است. کلیه اطلاعات لازم برای بر زبان آوردن یک عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخیره می‌شود. اما این برنامه ثابت نیست. اگر دچار زخمی در دهان باشید که مانع تلفظ عادی کلمات شود، این حرکات تغییر می‌کنند و به شما این امکان را می‌دهند کلمات را تا حد امکان نزدیک به حالت عادی بر زبان آورید.

 

3. یک کلمه ساده "سلام" می‌تواند اطلاعات زیادی را منتقل کند. تن صدا نشان می‌دهد که گوینده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصبانی است، ترسیده است، خشن است و شدت این حالات، کنایه، توجه و مهربانی، حمایت یا شوخ‌طبعی آن را نیز مشخص می‌کند. حس یک عبارت ساده می‌تواند برحسب مدت حرکت هر عضله، با سرعت حرکات و کسری از ثانیه تغییر کند.

 

4. انسان‌ها می‌توانند حدود 14 حرکت در هر ثانیه تولید کنند درحالیکه بخش‌های جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لب‌ها، فک و سایر قسمت‌ها قادر نیستند بیشتر از 2 حرکت در ثانیه ایجاد کنند.

 

5. انسان‌های اولیه دستگاه گفتاری ابتدایی و اولیه از صدا‌های بصری، لامسه و شنوایی داشتند که شبیه به گفتار حیوانات بوده است. فقط زمانیکه نیاز به نشان دادن اشیاء از طریق سمبل‌ها و صحبت کردن با فردی دیگر درمورد تولدات ذهنی خود بودند حرف زدن اتفاق می‌افتاده است. این مغز خاص انسان بوده که توانایی اینکار را به او می‌داده است.

اولین زبان سمبلیک 5/2 میلیون سال پیش پدیدار شد که انسان شروع به ساختن اولین ابزارهای سنگی کرد. این توانایی مطمئناً نقش مهمی در رشد و پیشرفت ارتباط سمبلیک داشته است. صحبت کردن صحیح و کامل 150،000 سال پیش اتفاق افتاد که انسان صدایی مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان می‌آورد از خود تولید کرد.

دهان، بینی و حنجره به یک دستگاه تبدیل شدند که در آن هوا به‌خاطر وضعیت بهتر زبان و لب‌ها، به حروف صدادار و بی‌صدا تبدیل می‌شد. علاوه‌براین، یادگیری دستورزبان و صرف‌ونحو درنتیجه یک فرایند تکاملی پدید آمد درحالیکه توانایی نوشتن برآمد تفسیر آوایی آیکون‌های اولیه بوده است.

 

6. گفتار زاده شده یا یاد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن کودکان در جنگل قبل از سن سه سالگی (که زبان عمدتاً یادگرفته می‌شود) و پیدا کردن آنها در سالها بعد نشان داده است که طی آن دوران توانایی محدودی در یادگیری زبان انسانی داشته اند و یادگیری زبان نیاز به ایجاد رابطه با دیگران دارد. به نظر می‌رسد که مغز دوره‌ای دارد که در آن گفتار را یاد می‌گیرد و اگر این دوره نادیده گرفته شود، فرد بعدها قادر به کسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در یک اجتماع و در سن رشد مغزی ایجاد می‌شود.

 

7. گفتار پیچیده انسان به دو هسته مغزی مرتبط است که زبان را کنترل می‌کنند (کنترل حرف زدن، ذخیره اطلاعات و ادغام قوانین دستورزبان) و در نیمکره چپ مغز قرار دارد. آنچه می‌خواهیم بر زبان بیاوریم در ناحیه‌ای در نیمکره چپ که "منطقه ورنیک" (Wernicke zone) نام دارد تولید می‌شود. این قسمت با "منطقه بروکا" (Broca zone) که مسئول قوانین دستورزبان است در ارتباط می‌باشد. ضربه‌ها از این نواحی به عضلات دخیل در گفتار می‌روند. این مناطق با سیستم بصری (به همین دلیل می‌توانیم بخوانیم) و سیستم شنیداری (به همین دلیل می‌توانیم حرف‌های دیگران را بشنویم، درک کنیم و به آن پاسخ دهیم) نیز در ارتباط است و همچنین یک بانک حافظه برای یادآوری عبارات مهم و باارزش دارد.

همین نیمکره چپ حرکات دست راست را کنترل می‌کند و 99 درصد از انسان‌ها راست‌دست هستند. نیمکره چپ همچنین مرکز تفکر تحلیلی است که با توانایی‌های منطقی در ارتباط است.

 

8. با ظهور زبان حدود 50،000 سال پیش، تحول و پیشرفتی ناگهانی در تکامل گفتار پدید آمد.

گفته می‌شود که 6000 زبان مدرن دنیا همه ریشه در یک زبان مادر واحد داشته‌اند زیراکه 50،000 سال پیش انسانها جمعیتی بسیار اندک و فقط حدود 1000 نفر بوده‌اند. امروز، سه خانواده بزرگ از زبان‌های انسانی وجود دارد.

 

9. به بسیاری از میمون‌ها از نژادهای بومبو، شمپانزه، گوریل یا اورانگوتان، زبان علامات یا اداره علامت‌های گرافیکی یا کامپیوتری آموزش داده شده است. برخی از آنها قادر بوده‌اند تا 1000 کلمه را یاد بگیرند (روزانه 40 کلمه تازه) اما آگاهی موقت آنها پوچ است. درنتیجه، همه اینها به توانایی‌های مغز برمی‌گردد.

 

10. درمورد نحوه پدید آمدن زبان انسانی سه فرضیه اصلی وجود دارد:

الف) خوردن سلوسیبین (psilocybin) که یک آلکالوئید روان‌گردان موجود در برخی قارچ‌ها است توسط انسان‌های اولیه که می‌توانسته بخش‌های تکامل‌یافته مغز مثل منطقه بروکا را تحریک کرده باشد. نقاشی‌های عصر نوسنگی بر روی دیوارها، انسان را با دست‌های پر از قارچ نشان می‌دهد که بازگو کننده این تئوری است.

ب) مبحث تکاملی درمورد ابداعات مغز، مکانیزم‌هایی که موجب یک رشد مشخص شده‌اند، صحبت می‌کند. ممکن است پیشرفت گفتار به‌خاطر باروری یا بقای انسان صورت گرفته باشد.

ج) ممکن است فقط یک جهش یا تحول توانایی گفتار را ایجاد کرده باشد. زبان‌های انسانی ساختاری یکسان دارند که می‌تواند ذاتی و از ویژگی‌های گونه‌ها انگاشته شوند. محققان امریکایی در سال 2001 روی کروموزم 7 ژنی کشف کردند که نبود آن بین اعضای یک خانواده موجب بروز دشواری‌هایی برای تولید کلمات و درک آنها شود، حتی اگر آن افراد، انسانهایی واقعاً باهوش بوده باشند. این نشان می‌دهد که زبان به هوش کلی ارتباطی ندارد و همچنین بیانگر این واقعیت است که گفتار پایه و اساسی ژنتیکی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت 8:42  توسط فرشته  | 

عاشق باش کار کن برقص

 

  2 Hasan Arabi ☺ ►.bmp

کار کن

 


طوریکه انگار به پول احتیاج نداری

 

 

 

3 Hasan Arabi ☺ ►.jpg

 

برقص

 


طوریکه انگار هیچکس نگاهت نمیکنه

 

 

 

4 Hasan Arabi ☺ ►.jpg

 

آواز بخون


طوریکه انگار هیچکس صداتو نمیشنوه

 

5 Hasan Arabi ☺ ►.bmp

 

زندگی کن


طوریکه انگار تو بهشتی

 

 

 

6 Hasan Arabi ☺ ►.jpg

 

 دوستتون دارم

 

شاد باشید 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 19:47  توسط پرستو  | 

اس ام اس پرسشی و معمایی

اس ام اس پرسشی ، اس ام اس سوالی


اگر میتونستی از هرکسی یه صفت برای خودت برداری

از من چی برمیداشتی !؟

واسه همه بفرست جواب های جالبی میگیری

ولی اول جواب من رو بده !

.

.

.

اگر خودکار بهت بدن که اندازه یه جمله جوهر داشته باشه

چی باهاش مینوشتی ؟

.

.

.

مردی با زنی در خیابان راه میرفتند

یکی سوال کرد که چه نسبتی با هم دارید ؟

مرد گفت : مادر شوهر این زن ، با مادر زن من ، دختر و مادر هستند

نسبت این مرد و زن چیست !؟

(جواب : مرد با عروس خود راه میرفته )

منتها شما جواب رو برای دوستتون نفرستید

بذارید توی خماری بمونه !

.

.

.

اگر توی یک کشتی باشی و ۵ تا حیوون داشته باشی

گاو ، گوسفند ، پلنگ ، اسب ، جوجه

طوفان میشه مجبوری ۴ تاشون رو بندازی تو دریا ، کدوم رو نگه میداری ؟

پلنگ = غرورت

گوسفند = خانوادت

گاو = مال و درایی

جوجه = بچه ات

اسب = عشقت

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 16:58  توسط محمدرضا  | 

هوش ایرانی

 
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند..... يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم .

همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است .

بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!!

 

منبع : وبلاگ هلیا  

چون جالب بود واستون گذاشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 13:46  توسط حامد  | 

از جانب يك زن

 

من دلم مي خواهد يك زن باشم... يك زن آزاد.. يك زن آزاده

من متولد مي‌شوم، رشد مي‌كنم، تصميم مي‌گيرم و بالا مي‌روم. من گياه و حيوان نيستم.

جنس دوم هم نيستم. من يك روح متعالي هستم. تبلوري از مقدس‌ترين‌ها! من را با باورهايت

 تعريف نكن! بهتر بگويم، تحقير نكن!

من آنطور كه خود مي‌پسندم لباس مي‌پوشم : قرمز، زرد، نارنجي. براي خودم آرايش

مي‌كنم، گاهي غليظ. ميرقصم، گاه آرام، گاه تند. مي‌خندم بلند بلند،

 بي اعتنا به اينكه بگويند

جلف است يا هرچيز ديگر... براي خودم آواز مي‌خوانم حتي اگر صدايم بد باشد .

 آهنگ مي‌زنم و شادترين اهنگ‌ها را گوش مي‌دهم.

مسافرت مي‌روم، حتي تنهاي تنها!

حرف مي‌زنم، ياوه مي‌گويم و گاهي شعر. اشك مي‌ريزم!

 من عشق مي‌ورزم...

من مي‌‌انديشم، من نظرم را ابراز مي‌كنم حتي اگر بي‌ادبانه باشد

و مخالف ميل تو، فرياد مي‌كشم و اگر عصباني شوم دعوا مي‌كنم.

 حتي اگر تمام اينها با آنچه تو از مفهوم يك زن خوب در ذهن داري، مغاير باشد.

زن من يك موجود مقدس است. نه از آنها كه تو در گنجه مي‌گذاريشان يا در پستو قايم

مي‌كني تا مبادا چشم كسي به آن بيفتد. نه بدنش و نه روحش را نمي‌فروشد،

حتي اگر گران بخرند. اما هر دو را هر وقت دوست داشته باشد، هديه مي‌دهد.

زن يك موجود آزاد است، اما به هرزه نمي‌رود. نه براي خاطر تو يا حرف ديگري،

 به احترام ارزش و شأن خودش. با دوستانش، زن و مرد، هرجايي بخواهد مي‌رود،

 حتي به جهنم!

نه به دنبال تكيه‌گاه مي‌گردد كه آويزش شود، نه صندلي كه رويش خستگي

 دركند و نه نردبان كه از آن بالا برود. زن يك موجود مستقل است.

 زن به دنبال يك همسفر است. يك همراه. شانه به شانه، گاه من تكيه‌گاه باشم،

 گاه او. گاه من نردبان باشم، گاه او. مهر بورزد و مهر دريافت كند.

زن يك موجود سنگي بي‌احساس و بي‌مسئوليت هم نيست.

ظرافتش، محبتش،هنرش، فداكاريش، شهوتش و احساسش را آنگونه كه بخواهد

 خرج مي‌كند. براي آنهايي كه لايق آن هستند.

زن تا جايي كه بخواهد تحصيل مي‌كند، كار مي‌كند، در اجتماع فعال است

 و براي ارتقاء خويش تلاش مي‌كند. نه مانع ديگران مي‌شود و نه اجازه مي‌دهد

 ديگران او را از حركت بازدارند. گاهي براي همراهي سرعتش را كم مي‌كند،

 اما از حركت بازنمي‌ايستد. دستانش پر حرارتند و پر شور.

من يك زنم... نه جنس دوم... نه يك موجود تابع... نه يك ضعيفه...

 نه يك تابلوي نقاشي شده، نه يك عروسك متحرك براي چشم‌چراني،

 نه يك كارگر بي‌مزد تمام وقت، نه يك دستگاه جوجه‌كشي...

من سعي مي‌كنم آنگونه كه مي‌انديشم باشم، بي آنكه ديگري را بيازارم...

 فراي تمام تصورات كور، هنجارهاي ناهنجار، تقدسات نامقدس!

باور داشته باش من هم اگر بخواهم مي‌توانم خيانت كنم،

بي تفاوت و بي‌احساس باشم، بي‌ادب و شنيع باشم،

بي‌مبالات و كثيف باشم. اگر نبوده‌ام و نيستم، نخواسته‌ام و نمي‌خواهم.

آري، زن عشق مي‌خواهد و عشق مي‌ورزد، احترام مي‌خواهد و احترام مي‌كند.

من به زن وجودم افتخار مي‌كنم، هر روز و هر لحظه...

 من به تمام زنان آزاده و سربلند دنيا افتخار مي‌كنم...

 و به تمام مرداني كه يك زن را اينگونه مي‌بينند و تحسين مي‌كنند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 21:34  توسط پرستو  | 

تست روانشناسی با حال در شناخت جذب همسر!!!+خداحافظي از وب پاتوق

مثلا اگر گزینه پ سوال ۱را انتخاب کردیددیگر لزومی ندارد سوال۲و ۳را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال۴ مراجعه کنید.
۱)بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳
۳)اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸
۶)آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸
۷)به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
۹)آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
پاسخ تست:
شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید
 
 شرمنده آقا فرزاد ديگه وقت نميكنم بيام وبلاگ .
اميدوارم گل خنده از لبانت رخت برنبندد داداشي
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آبان 1389ساعت 8:48  توسط مریم  | 

تقدیم به فرزاد+خداحافظی از همه

اي دوست من آن نيستم كه مي نمايم نمود پيراهني است كه به تن دارم پيراهني بافته ز جان

كه مرا از پرسش هاي تو و تو را از فراموشي من در امان مي دارد

آن مني كه در من است در خانه ي خاموشي ساكن است و تا ابد همان جا ميماند ناشناس و دست نيافتني

من نمي خواهم هر چه ميگويم باور كني و هر چه ميكنم بپذيري زيرا سخنان من چيزي جز صداي انديشه هاي تو و كارهاي من چيزي جز عمل آرزوهاي تو نيستتند

هنگامي كه تو ميگويي باد به مشرق مي وزد من ميگويم آري به مشرق مي وزد زيرا نميخواهم تو بداني كه انديشه ي من در بند باد نيست بلكه در بند درياست

تو نمي تواني انديشه هاي دريايي مرا در يابي و من نميخواهم در يابي ميخواهم در دريا تنها باشم

وقتي كه نزد تو روز است نزد من شب است با اين همه من از رقص روشنايي نيم روز بر فراز تپه ها سخن ميگويم زيرا كه تو ترانه هاي تاريكي مرا نمي شنوي و سايش بالهاي مرا بر ستارگان نمي بيني

و من ميگويم نمي خواهم  تو ببيني يا بشنوي ميخواهم با شب تنها باشم

هنگامي كه تو به آسمان خودت فرا ميشوي من به دوزخ خودم فرو ميروم نمي خواهم تو دوزخ مرا ببيني شراره اش چشمت را ميسوزاند و دودش مشامت را مي آزارد و من دوزخ را بيش از آن دوست دارم كه بخواهم تو به آنجا بيايي ميخواهم در دوزخ تنها باشم

تو به راستي و زيبايي و درستي مهر مي ورزي و من از براي خاطر تو ميگويم مهر ورزيدن به اينها خوب و زيبنده است ولي در دلم به به مهر تو ميخندم گر چه نمي خواهم تو خنده ام را ببيني مي خواهم تنها بخندم

دوست من تو خوب و هوشيار و دانا هستي يا نه تو عين كمالي و من با تو از روي دانايي و هوشياري سخن ميگويم گرچه من ديوانه ام ولي ديوانگي ام را ميپوشانم ميخواهم تنها ديوانه باشم

دوست من تو دوست من نيستي ولي من چگونه اين را به تو بگويم راه من راه تو نيست گرچه با هم راه ميرويم

تا چندي ديگر دمي بر بال باد مي آسايم و آنگاه زني ديگر باز مرا خواهد زاييد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 13:20  توسط فرزاد  | 

شکلات خوارها بخوانند!

حقايق شكلاتی!

كمتر كسي پيدا مي‌شود كه از شكلات متنفر باشد؛ خوراكي پرطرفداري که انواع و اقسام زيادي دارد و اين روزها وارد هر فروشگاه مواد غذايي كه مي‌‌شويم، قفسه‌هاي رنگارنگي مملو از شكلات مي‌بينيم که ناخودآگاه، توجهمان را جلب مي‌‌کند. اما يک سوال تغذيه‌اي مهم در اين ميان، بي‌پاسخ مانده است: در ميان شکلات‌ها بهترين‌ها كدامند و بدترين‌ها كدام؟


1. شكلات تلخ

اين روزها وقتي صحبت از بهترين شكلات مي‌شود، حرف اول را شكلات تلخ مي‌زند كه از خلوص بيشتري برخوردار است و خواص بسياري را به آن نسبت مي‌دهند؛ از كاهش فشارخون و كنترل ديابت گرفته تا كاهش احتمال ابتلا به بيماري‌هاي قلبي – عروقي.

2. شكلات سفيد

اين شكلات كه كاملا سفيدرنگ است، از كره كاكائو گرفته شده و كالري بالايي دارد. پس بهتر است هنگام خريد شکلات، جزو آخرين گزينه‌هاي انتخابي‌تان باشد؛ به خصوص اگر در حال كاهش وزن هستيد.

3. شكلات شيري

شکلات شيري، شكلاتي است كه هنگام توليدش، شير به صورت شيرخشك در ميان اجزاي تشكيل‌دهنده‌اش جاي گرفته. البته اين مقدار شير كمكي به تامين كلسيم مورد نياز بدن نمي‌كند اما افرادي كه به پروتئين شير حساسيت دارند، بايد از مصرف آن صرف‌نظر كنند؛ زيرا همين مقدار كم هم مي‌تواند براي آنها دردسرساز باشد.

4. شكلات قهوه

اين شکلات، شكلاتي است كه وقتي آن را از بسته‌بندي خارج مي‌كنيم بوي خوش قهوه به مشام‌مان مي‌رسد و كافئين موجود در آن براي رفع خستگي (البته به طور موقت) در اواسط روز مي‌تواند كمك‌كننده باشد. اما يادتان باشد كه در خوردن اين شكلات زياده‌روي نكنيد زيرا صرفا دريافت حد متعادلي از كافئين نشاط‌آور است و خوردن بيش از اندازه‌اش مي‌تواند محرك و آسيب‌رسان باشد.

5. شكلات مغزدار

نسل جديدي از شكلات‌ها كه با مغزهاي درسته فندق، بادام يا بادام زميني پوشيده شده‌اند، به شكلات مغزدار شهرت يافته‌اند و ارزش غذايي بالاتري، به خصوص براي كساني كه لاغرند و مي‌خواهند وزن اضافه کنند، دارند. حتي بچه‌هايي كه كم اشتها هستند، مي‌توانند در ميان‌وعده‌هاي خود از اين نوع شكلات‌ها استفاده كنند اما بايد بدانيد كه اين شكلات‌ها پركالري‌اند و بنابراين نبايد تعادل را در مصرف‌شان فراموش كرد.

6. شكلات ميوه‌اي

اين شكلات‌ها، روكشي روي انواع كشمش يا ميوه‌هاي خشك بوده و گزينه‌اي مناسب براي كساني هستند كه هوس شكلات كرده‌اند اما بايد كالري كمتري را دريافت كنند.

افراط شکلاتی!

گاهي ما بيش از مصرف روزانه‌مان شكلات مي‌خريم و ممكن است مدتي آنها را در قفسه خوراكي‌هايمان نگه داريم اما شرايطي براي ذخيره اين گروه وجود دارد. اينكه دماي نگهداري بايد 15 تا 18 درجه باشد، دور از تابش آفتاب قرار گرفته و در ظروف در بسته ريخته شوند و چون جاذب بو هستند در كنار غذاهايي كه بوي تندي دارند (مثل قفسه ادويه‌ها) قرار نگيرند. در ضمن، شكلات‌هايي كه روكش كاغذي ندارند هم بايد به سرعت مصرف شوند زيرا گذاشتن آنها در معرض هوا مي‌تواند موجب اكسيد شدن چربي‌هاي اشباع نشده‌اي شود كه در آنها به كار رفته است.

7. آب‌نبات و تافي

هميشه بايد تافي و آب‌نبات جزو آخرين گزينه‌هاي انتخابي شما باشند؛ زيرا تنها شكر دارند و كمي اسانس و مواد رنگي. هر چند كه همه آنها در مقادير مجاز به اين نوع محصولات اضافه مي‌شوند اما چسبندگي اين خوراكي‌ها بيشترين آسيب را به دندان‌ها وارد مي‌كند؛ به خصوص اگر بلافاصله پس از مصرف، مسواك نزنيد. 


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 8:44  توسط مریم  | 

دیروز و حالا نداره

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره       یه نفر یه لقمه نون برای فردا نداره
                 یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره

                         می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره
                                یه نفر از بس بزرگه خونشون گم می شه توش
                                         اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره
                                                بابا می خواد واسه دخترش عروسک بخره
                                                       انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره
                                                               یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
                                                                     اون یکی مداد برای آب و بابا نداره
                                                                         یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
                                                                               اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره
                                                                               یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
                                                                                 مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره
                                                                                 یه نفر تولدش مهمونیه ،‌همه میان
                                                                                  یکی تقویم واسه خط زدن رو روزا نداره
                                                                                یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
                                                                                  یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره
                                                                                 یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
                                                                                یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره
                                                                              یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
                                                                         یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره
                                                                تو کلاس صحبت چیزی می شه که همه دارن
                                                       یکی می پرسه آخه چرا مال ما نداره
                                              یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
                                      یکی انقد دیده که میل تماشا نداره
                                 یکی از واحدای بالای برجشون می گه
                            یکی اما خونشون اتاق بالا نداره
                      یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
                یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره
         یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
    یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره
   یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
  یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

 یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس

  یکی هم برای گرمای دساش ها نداره
  دخترک می گه خدا چرا ما .... مادرش می گه
    عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره
         یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
              هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره
                  یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
                            می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره
                                 بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل و
                                        مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره
                                                 یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
                                                    پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره
                                                        یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
                                                              دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره
                                                                   راستی اسمو واسه لمس بهتر قصه می گم
                                                                         ملیکا چه چیزایی داره که رعنا نداره ؟
                                                                             بعضی قلبا ولی دنیایی واسه خودش داره
                                                                                    یه چیزایی داره توش که توی دنیا نداره
                                                                                          همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
                                                                                         این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره
   آدما از یه جا اومدن ، همه می رن یه جا
  اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره
  کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت

   با نمی شه ، با نمی خوام ،‌با نشد ، با نداره

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 19:26  توسط مریم  | 

رازهای مهم زیبا شدن

به نظر کارشناسان، بیشتر خانم‌ها اگر چند راز کوچک و اساسی زیبایی را بدانند، با به کار بردن آنها و بی این‌که هزینه گزافی صرف کنند، می‌توانند به ظاهر مطلوب خود دست پیدا کنند.

 




راز اول: قدرت مرطوب کننده
«اگر فقط قدرت خرید یک محصول بهداشتی را دارید، یک مرطوب‌کننده خوب و مناسب بخرید.» دکتر روانارین، استاد دانشگاه نیویورک و رییس انجمن جراحان پوست آمریکا، پس از این توصیه می‌گوید: «گاهی وقت‌ها پوست شما تنها چیزی که لازم دارد، یک مرطوب‌کننده مناسب و یک شوینده ملایم است. پوست وقتی خشک است، چروک‌ها را بیشتر و واضح‌تر نشان می‌دهد و باعث می شود آدم پیرتر به نظر برسد.»

به نظر بیشتر متخصصان پوست، اگر شما 20 تا 30 ساله باشید، مرطوب‌کننده‌ها می‌توانند از پوست شما در مقابل پیری زودرس محافظت کنند. در این سن و سال، مرطوب‌کننده‌ها قادرند جایگزین بسیاری از محصولات بهداشتی و محافظتی پوست شوند.

مرطوب‌کننده خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟
دکتر چارلز کراچ فیلد، استاد دانشگاه پزشکی مینه‌سوتا و متخصص پوست، در پاسخ به این سوال می‌گوید: «مرطوب‌کننده‌ها محصولاتی هستند که با داشتن ترکیبات مفید برای پوست، در تامین رطوبت مورد نیاز به پوست کمک می‌کنند. این‌که چه مرطوب‌کننده‌ای برای شما مناسب‌تر است، به مشخصات پوستتان بستگی دارد. اگر پوستتان معمولی یا خشک است، بهتراست از مرطوب‌کننده‌های حاوی آلفاهیدروکسی‌اسید استفاده کنید که در تولید رطوبت بیشتر به پوست کمک می‌کنند.»

دکتر کراچ فیلد همچنین توصیه می‌کند که مرطوب‌کننده‌ها را وقتی روی پوست‌تان بمالید که پوست‌تان کمی مرطوب است؛ چون این کار موجب می‌شود رطوبت در داخل پوست‌تان محبوس نشود.
بنا به توصیه او، اگر پوست شما خیلی خشک باشد، باید از محصولاتی استفاده کنید که با روش امولسیون کیسه‌ای تهیه شده‌اند. در این تکنیک،‌ سلول‌های میکروسکوپی جایگزین لایه‌های رطوبت می‌شوند و با آبی که به تدریج در طول روز آزاد می‌کنند، پوست را مرطوب نگه می‌دارند.

اگر پوست شما چرب است، توصیه می‌شود دنبال یک مرطوب‌کننده ملایم باشید و به هیچ وجه، استفاده از آن را پشت گوش نیندازید؛ چون به گفته دکتر کراچ فیلد، چربی اصلا رطوبت‌بخش نیست و حتی اگر پوست شما دارای چربی اضافی باشد، این چربی جایگزین رطوبت نخواهد شد.

راز دوم:آرایش و مدل مویتان را لااقل هر 2 سال یک‌بار عوض کنید
اگر آخرین باری که مدل مو و آرایش خودتان را تغییر داده‌اید، به خاطر نمی‌آورید، وقتش رسیده که سراغ نزدیک‌ترین سالن زیبایی که می‌شناسید، بروید.

نیک چیویز، کارشناس مو در بلورلی هیلز، می‌گوید: «تصویر شما که شامل مدل مو و آرایش‌تان است، باید حداقل هر 2 سال یک بار تغییر کند. با تغییر دادن مدل مو و آرایشتان، جوان‌تر و شاداب‌تر به نظر می‌رسید.» اگر زمان زیادی است که دست به چنین تغییراتی در ظاهرتان نزده‌اید، از مشاوران زیبایی و چهره‌پردازی در موسسه یا آرایشگاه مورد اعتمادتان کمک بگیرید. اگر حوصله مشاوره ندارید، به فروشگاه‌های عرضه‌کننده کلاه‌گیس مراجعه کنید. این یک راه حل سریع، آسان و بامزه برای تجربه و انتخاب مدل جدید مو است.

راز سوم: حتما ضدآفتاب بزنید

قبل از آن‌که سراغ جراحی‌‌های زیبایی بروید و پیش از آن‌که پول فراوانی برای کِرِم‌های ضدچروک هزینه کنید و خلاصه قبل از هر اقدام دیگری، بهتر است از ضدآفتاب استفاده کنید.
همه ما کم ‌و بیش از تاثیر ضدآفتاب در کاهش خطر سرطان پوست آگاهیم. ولی آیا شما می‌دانستید که ضدآفتاب، یک راز بزرگ زیبایی است که می‌تواند پوست را جوان‌تر نشان بدهد؟

کارشناسان می‌گویند ضدآفتاب علاوه بر آن‌که مانع ورود تشعشعات خطرناک خورشید به پوست می‌شود، از تاثیر آفتاب در پیر کردن پوست هم جلوگیری می‌کند.

براساس تحقیقات آکادمی پوست آمریکا، حتی چند دقیقه قرار گرفتن در معرض نور خورشید، اگر به‌طور مرتب و روزانه و بدون استفاده از ضدآفتاب باشد، موجب ایجاد تغییرات فاحشی در پوست می‌شود؛ که نه فقط چین و چروک زودهنگام، بلکه لک و چین و چروک و شلی پوست را هم به دنبال خواهد داشت. پس چاره چیست؟
متخصصان پوست می‌گویند ضدآفتاب می‌تواند پوست را در مقابل اشعه‌های خطرناک خورشید محافظت کند. به این ترتیب، اگر شما حتی ساعات طولانی را در فضای آزاد سپری کنید، تاثیر آفتاب روی پوستتان کمتر ظاهر می‌شود.
دکتر کراچ فیلد توصیه می‌کند از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که دارای اس‌پی اف (SPF) 15 به بالا باشند و اگر قرار است مدت زمانی نامشخص و طولانی در معرض مستقیم نور خورشید باشید، هر 2 ساعت یک‌ بار ضدآفتاب بزنید؛ چون نور خورشید باعث از بین رفتن تاثیر کِرِم‌های ضدآفتاب می‌شود.
راه‌حل دیگر برای کسانی که مدت زمانی طولانی در معرض تابش مستقیم نورخورشید هستند، این است که ضدآفتاب را پیش از هر گونه آرایشی روی پوست بمالند و بعد، برای محافظت بیشتر، کِرِم پودر سبک و نیمه‌شفافی را روی ضدآفتاب اضافه کنند. در ساخت اغلب این کِرِم‌‌ پودرها هم از ضدآفتاب استفاده شده است.

راز چهارم: پوستتان را زیاد نشویید
اگر به شستشوی مکرر پوست خود عادت دارید، بهتر است این عادت را تغییر دهید. متخصصان پوست می‌گویند یکی از بهترین روش‌ها برای داشتن پوستی زیبا، استفاده از یک پاک‌کننده ملایم و کاربرد اندک و محدود آن است.

دکتر کراچ فیلد در این باره می‌گوید: «اگرچه بیشتر افراد علاقه دارند روزی چند بار پوست خودشان را شستشو بدهند، اما شستشوی زیاد نه تنها کمکی به پوست نمی‌کند، بلکه اگر از شوینده‌های سختی مانند صابون استفاده شود،‌ به پوست آسیب خواهد رساند.»
شستن بیش از 2 بار در روز، باعث از بین رفتن محافظ‌های طبیعی پوست می‌شود که در حفظ سلامت پوست، نقش عمده‌ای دارند. به گفته دکتر کراچ فیلد، وقتی پوشش‌های طبیعی پوست از بین بروند، پوست خشک خواهد شد و این به معنی ترک خوردن، پوسته‌پوسته شدن،‌ به خارش افتادن، سوختن و... پوست است؛ و در نتیجه، پوست پیرتر به نظر خواهد رسید.

راه‌حل پیشنهادی پزشکان این است که پوست خود را بیشتر از 2 بار در روز نشویید و پاک‌کننده خود را به دقت انتخاب کنید.

راز پنجم: وسایل مناسب
هالی موروینی، گریمور مشهود هالیوود، می‌گوید: «استفاده از قلم‌موهای مناسب، کلید رسیدن به ظاهری مطلوب است.» برای این استاد چهره‌پردازی، وسایل به اندازه محصولات مهم‌اند.
قلم‌ها باید نرم و ملایم باشند و در عین حال، استحکام لازم برای جابه‌جا کردن مواد روی سطح پوست را هم داشته باشند. از نظر متخصصان، اگر قلم مو را داخل سایه فرو ببرید و پیش از برخورد با پوست، رنگ‌ها بریزد؛ قلم مویتان قلم‌ موی خوبی‌نیست.

موروینی درباره خرید قلم موی مناسب می‌گوید: «اگر نمی‌دانید چه بخرید، بروید سراغ مارک‌های تجاری شناخته‌شده تا دچار اشتباه نشوید.
فراموش نکنید قلم‌های مناسب همان‌طور که کار آرایش را بسیار ساده می‌کنند، باعث می‌شوند آرایش خانم‌ها حرفه‌ای‌تر به نظر برسد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 9:48  توسط مریم  | 

بمب 8 میلیارد تنی نمك دریاچه ارومیه آماده انفجار

متاسفانه مسئولان ما همیشه از گذشته به این فكر می‌كردند كه این مكان تفریحی كه دارای شهرت جهانی است هرگز به خطر نمی‌افتد و به همین خاطر از توجه جدی و رفع مشكلات آن سرباز می‌زدند...
امروزه محیط زیست به عنوان یكی از عوامل كلیدی تلقی می‌شود و در این میان احیای دریاچه ارومیه تلاش زیادی می‌طلبد كه در غیر این صورت به گفته یكی از كارشناسان بمب 8 میلیارد تنی نمك دریاچه ارومیه در حالت خوش‌بینانه تا 20 سال دیگر منفجر می‌شود.

محیط زیست سالم و جذاب علاوه بر اینكه برای مردمان آن جامعه سلامت روحی و روانی می‌آورد در جذب گردشگر نیز به عنوان عاملی موثر تلقی می‌شود چرا كه گردشگر همیشه مكان دیدنی و در عین حال سالم را برای گردش و تفریح انتخاب می‌كند.

اما افزایش جمعیت و در برخی موارد استفاده ناصحیح از طبیعت دستگاه‌هایی را وادار كرده تا در راستای حفاظت از محیط زیست برآیند و مانع از تخریب طبیعت و نگاره‌های آن شوند.

یكی از اهالی ارومیه در این زمینه می‌گوید: یكی از نادرترین مكان‌های گردشگری كه در دنیا وجود دارد در استان ما مستقر شده و نام آن هم با آن همه عظمت و شوری برای مردمان اهل گردش آشناست.

او ادامه می‌دهد: از سال‌های گذشته این دریاچه به خاطر داشتن منطقه بكر به مكان دوست داشتنی برای مردمان تبدیل شده اما امروز می‌بینیم كه همین منطقه بكر به تهدیدی برای مردمان سه استان و چند كشور همسایه تبدیل شده است.

وی می‌افزاید: متاسفانه مسئولان ما همیشه از گذشته به این فكر می‌كردند كه این مكان تفریحی كه دارای شهرت جهانی است هرگز به خطر نمی‌افتد و به همین خاطر از توجه جدی و رفع مشكلات آن سرباز می‌زدند.

این جوان 28 ساله تصریح می‌كند: در كنار كم‌توجهی مسئولان كمی بارش‌ها و خشكسالی نیز این وضع را وخیم‌تر كرد و بستر نابودی این دریاچه را فراهم ساخت.

علی حسنی ادامه می‌دهد: مسئولانی كه هر روز به دنبال اشتغال‌زایی هستند می‌توانستند با ساماندهی و مدیریت صحیح آب این دریاچه و به دنبال آن با جذب گردشگر جوانان زیادی را صاحب كار كرده و موجبات گسترش این دیار را فراهم سازند.

او در ادامه می‌گوید: در كنار این مشكل بی‌توجهی به محیطی كه مردم در آن زیست می‌كنند باز هم ادامه دارد و امروز شاهد هستیم كه با مدیریت ناصحیح زباله‌ها موجبات تهدید سلامت انسان‌ها و طبیعت را بسترسازی می‌كنند.

كارشناس حفاظت از جنگل‌های استان نیز در ارتباط با محیط زیست به فارس می‌گوید: امروز فرهنگ‌سازی در زمینه درخت و درختكاری خوب است و ما خوشحالیم كه شهرهای استان‌مان پر از سرسبزی و درخت است كه در طول سال‌های مدید و با صرف زمان و هزینه‌های زیاد این درختان توانسته‌اند سایه بر گستره استان افكنند.

او ادامه می‌دهد: در كنار این زحمات مردمی و مسئولان هرگز ندیده‌ایم كه یكی را به منظور حفاظت از درخت تشویق و در این زمینه فرهنگ‌سازی درخوری كنند اما جای بسی تردید است كه آیا درخت و پوشش‌های گیاهی خود می‌توانند از نابودی و هلاكتشان جلوگیری كنند؟

محمد امینی در ادامه می‌افزاید: همان قدر كه درختكاری مهم است حفاظت از آن نیز اهمیت دارد و مردم و مسئولان ذی‌ربط باید به این مورد توجه كافی داشته باشند تا هرگز روزی فرا نرسد كه شاهد هلاكت كامل همین فضاهای سبز باشیم.

این پیرمرد 65 ساله كه خود روزی جنگلبان بوده، می‌گوید: خداوند نگهبان اصلی جنگل‌های استان ماست چرا كه اگر روزی خدایی ناخواسته گوشه‌ای از این جنگل‌ها دچار حریق شود در زمینه مهار حریق به قدر كافی توان داریم؟
وی در ادامه تصریح می‌كند: همیشه در فكر فردا بودن مانع از هر گرفتاری است و مسئولان هرگز در این تصور نباشند كه جنگل‌های استان در خطر نیست چرا كه حادثه هرگز از قبل خبر نمی‌دهد و در این مورد باید همیشه آماده بود.

كارشناس حفاظت از محیط زیست نیز از وضع دریاچه شور ارومیه می‌گوید: شوربختی دومین دریاچه شور دنیا آنجاست كه دستكاری انسان‌ها بر روند خشكیدن این دریاچه سرعت بخشیده و انسان و اقلیم دست به دست هم داده تا به زودی به جای زیست بومی زیبا كه میزبان پرندگانی چون فلامینگو و پلیكان بوده است با تلی از نمك مواجه شویم.

علی اصغری در ادامه تصریح می‌كند: هر چند خشكسالی سال‌های قبل بر كاهش سطح آب دریاچه ارومیه تاثیر داشته اما ایجاد سد بر سر راه ورودی آب‌ها و مصرف بی‌رویه آب در زراعت اصلی‌ترین عامل خشك شدن این دریاچه است.

این مسئول ادامه می‌دهد: به جز سدهایی كه وزارت نیرو به منظور بهره‌گیری از انرژی آب ایجاد می‌كند، وزارت جهاد كشاورزی نیز در حوزه آبریز اقدام به احداث سد و بندهای بزرگ و كوچك كرده تا به این ترتیب علاوه بر كنترل سیلاب‌ها و جلوگیری از شسته شدن خاك، از آب موجود به نحو بهتری در بخش كشاورزی استفاده كند غافل از آن كه با دخالت در جریان طبیعی اكوسیستم، عواقبی جبران‌ناپذیر به بار خواهد آمد.

او اضافه می‌كند: شمار سدهای بالادست دریاچه ارومیه شاید بیش از 40 سد بزرگ و تعدادی سد و بند كوچك باشد كه بر روی رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا ایجاد شده است، جلوگیری از ورود آب این رودخانه‌ها به دریاچه ارومیه اگر چه بخشی از اهداف وزارت نیرو و جهاد كشاورزی را محقق كرده اما ظرف 14 سال گذشته در كنار اقلیم خشك، سطح آب دریاچه را شش متر كاهش داده و این افت سطح، غلظت نمك را به 300 گرم در لیتر رسانده است.

اصغری با بیان اینكه شوری در حد خطر، قدرت تولید مثل آرتمیا، جانور بومی دریاچه ارومیه را از بین برده و كمبود آرتمیا كه غذای اصلی فلامینگو است، این پرنده را در معرض خطر قرار داده است، تصریح كرد: به غیر از كاهش تنوع زیستی این زیست بوم بی‌نظیر تاثیر مخرب 8 میلیارد تن نمك بر جای مانده از دریاچه خشكیده، اثرات بسیار تخریب كننده‌ای در شهرها و زمین‌های كشاورزی اطراف دریاچه دارد.

كارشناس حفاظت از محیط زیست استان آذربایجان غربی انتقال آب از حوزه‌های مجاور دریاچه مانند رودخانه ارس هنگام پرآبی، رودخانه زاب و دریاچه خضر را راهكار مناسب‌تری برای جلوگیری از خشك شدن دریاچه ارومیه می‌داند.

اصغری همچنین ادامه می‌دهد: چنانچه بسته سیاستی وزارت جهاد كشاورزی در راستای ارتقای توانمندی كشاورزان و اجرای طرح‌های آب و خاك، آبیاری تحت فشار و پوشش كانال‌های آبیاری، احیای قنات‌ها، ارتقای توانمندی مرغداری‌ها و دامداری‌ها، بهبود گرمایشی گلخانه‌ها و سایر مصرف حامل‌های انرژی به مرحله اجرا در آید، امید آن می‌رود كه بتوان از فاجعه‌ای زیست محیطی جلوگیری كرد در غیر این صورت بمب 8 میلیارد تنی نمك در حالت خوش‌بینانه تا 20 سال دیگر منفجر می‌شود.

وی همچنین برای جلوگیری از فاجعه‌ای زیست محیطی در منطقه راهكار دیگری نیز ارائه كرد، او با تاكید بر مدیریت مصرف آب در بخش كشاورزی گسترش آبیاری تحت فشار و تغییر الگوی كشت را دو راه مدیریت مصرف آب می‌داند كه با تغییر كشت از محصول پرمصرف به كم مصرف می‌توان آب كمتری را مورد استفاده قرار داد و با اجرای آبیاری تحت فشار میزان مصرف و همچنین هدرروی آب را كاهش داد.

مدیركل حفاظت از محیط زیست نیز در این باره به خبرنگار فارس می‌گوید: اصلی‌ترین و در واقع تنش‌زا ترین موضوع در شرایط فعلی كه مورد پیگیری شدید هم قرار دارد بحث دریاچه ارومیه است.

او در ادامه می‌افزاید: وضعیت امروز این دریاچه نامناسب است به گونه‌ای كه حدود 250 هزار هكتار از اراضی دریاچه به شوره‌زار تبدیل شده و در عین حال پسروی آب شدیدا زیاد است و شوری نیز به حد فوق اشباع رسیده است.

حسن عباس‌نژاد ادامه می‌دهد: به دنبال اینها شاهد شكوفایی گیاهان جلبكی هستیم و اگر میزان بارش‌ها افزایش نیابد و وضع به این حال پیش رود، طرح‌هایی هم كه مورد پیش‌بینی قرار گرفته اجرا نشود وضع بی‌شك وخیم‌تر و بدتر هم خواهد شد و شاید هم در آینده نزدیك شاهد خشكی كامل این دریاچه باشیم.

وی می‌گوید: قوی‌ترین كارگروه در هیئت دولت جهت مدیریت بحران دریاچه ارومیه با هدف برون‌رفت از وضعیت فعلی تشكیل یافته و پس از برگزاری چند جلسه، ستاد اجرایی در سطح ملی نیز برگزار شده و متعاقب آن پروژه‌های مختلفی كه با هدف برون‌رفت از وضعیت فعلی پیشنهاد شده بود بر اساس سند زیست بومی مدیریت دریاچه ارومیه تصویب شدند و به جلسه نهایی فرستاده شد و امید است تا به زودی این جلسه نهایی در ارومیه تشكیل یافته و تامین اعتبار آن نیز نهایی شود.

وی تصریح می‌كند: تاكنون پروژه‌های اولویت‌دار نیز تعیین شده كه از جمله آنها بارور كردن ابرها، انتقال بین حوزه‌ای آب، بحث‌های مطالعاتی و تئوریك، تغییر الگوی كشت و اصلاح سیستم آبیاری، احیای تالاب‌های اقماری كه همه این‌ها از پروژه‌های خوب و حیاتی به شمار می‌آید و ما امیدواریم كه با اجرای این پروژه‌ها دریاچه روز به روز وضعیت مناسبی پیدا كند.

او ادامه می‌دهد: علاوه بر اینكه بحث تغییرات اقلیمی و نزولات آسمانی در جلوگیری از خشكی دریاچه نقش اساسی دارد به همین خاطر امیدواریم با توجه به پیش‌بینی‌های سازمان هواشناسی كه نوید رفع خشكی را داده‌اند و سال آبی خوبی را پیش‌بینی كرده‌اند مشكلات این دریاچه برطرف شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 21:12  توسط مریم  | 

گفتگو با محسن یگانه به بهانه آلبوم جدیدش

"با اینکه قلبش را عمل کرده و خواندن نت هایی با گام های بالا برایش عوارض دارد، به عشق هوادارانش در کنسرت ها، آهنگ ها را حتی با گام هایی بالاتر از ضبط استودیو میخواند"

عکس های جدید محسن یگانه+مصاحبه

در 25 سالگی آن قدر معروف است که نامش را می‌توان بالای فهرست پرطرافدارترین خواننده‌های پاپ دید. بعضی‌ها پشت سرش می‌گویند که شبیه....
مدی نه، مودی!
 محسن یگانه، خواننده جوانی که این روزها آلبوم جدیدش «رگ خواب» گل کرده، از حال و هوای ترانه‌هایش می‌گوید و جویای نام بودن
متولد 1364 است. اما در 25 سالگی آن قدر معروف است که نامش را می‌توان بالای فهرست پرطرافدارترین خواننده‌های پاپ دید. بعضی‌ها پشت سرش می‌گویند که شبیه فلان خواننده آن ور آبی آهنگسازی می‌کند، خودش را با محسن چاووشی بزرگ کرده، اعتماد به نفسش زیاد است و هزار جور از این حرف‌ها. اما هر چه که هست، بین جوان‌ها خیلی طرفدار دارد. موسیقی اش موسیقی جوان است. یکی، دو نسل قبل تر معمولا با موسیقی اش ارتباط برقرار نمی‌کنند. بیشتر کارهایش را هم خودش ترانه سرایی می‌کند. هم آهنگسازی، هم تنظیم و هم خوانندگی. با این که زیرزمینی شروع به کار کرد اما روند کارش ثابت است. با آن که تیتراژ ماه عسل آن قدر معروف شد که هنوز هم مردم در ذهنشان مانده اما نمی‌توان گفت مثل خیلی از خواننده‌های دیگر با تلویزیون معروف شده. بیشتر روی پای خودش ایستاده. رک و راست است. راحت ارتباط برقرار می‌کند. بر خلاف خیلی‌های دیگر که جلوی خبرنگار جماعت ژست می‌گیرند که ما فلانیم و بهمان، خودش است. حرفی در دلش نمی‌ماند که نزند. خودش قبول دارد که هنوز هم کم تجربه است اما می‌گوید خانه پر چهار، پنج سال دیگر کار موسیقی می‌کند. در این چند خط بالا احتمالا دستتان آمده است که با چه شخصیتی روبه رو هستید!
قبول داری که تقریبا فقط جوان‌ها موسیقی تو را گوش می‌کنند؟ به نظر خودت موسیقی تو چه ویژگی‌ای دارد که فقط جوان‌ها را جذب می‌کند؟
قبل تر من محدوده بازتری داشتم. الان شاید حوزه مخاطب‌های من به صحبت شما نزدیک تر شده باشد؛ البته نه به این حدی که می‌گویید، در این رنج سنی که می‌گویید بیشترین طرفدار را دارم و تعدادشان هم خدا را شکر کم نیست. این که فکر می‌کنم هنوز افراد متفاوتی هستند که حوصله دارند به من گوش بدهند، برایم خیلی ارزشمند است. من از همان اول خیلی سطحی کارم را شروع کردم؛ یعنی شعر و موسیقی من سطحی بود و البته غمگین. بگذارید روشن‌تر بگویم؛ یک وقت، یک غم و درد عمیقی به سراغت می‌آید که هیچ کاری تو را آرام نمی‌کند، یک وقت هم هست که تو غمی را احساس می‌کنی که با یک گریه کوچک از بین می‌رود. مخاطبان من موسیقی‌های سطحی من را گوش می‌دادند؛ کارهای غمگینی که اصلا نیازی نداشت درباره‌شان فکر کنی. همان اول آهنگ متوجه می‌شدی که داستان از چه قرار است و به سرعت هم با  آن ارتباط برقرار می‌کردی.
مخاطب این آهنگ‌های سطحی و غمگین چه آدم‌هایی بودند؟ شکست خورده‌های عشقی یا مثلا ورشکسته‌های بازار؟
مثل سوال اولتان بگویم که نمی‌شود گفت همه مخاطبان من شکست خورده‌های عشقی بودند اما اکثرا همین اتفاق برایشان افتاده بود. بیشتر آن‌هایی که آهنگ‌های من را گوش می‌کنند یا با  آنها خاطره دارند، بیشتر سابقه شان در همین زمینه شکست عشقی است.
خوشحالی که بین طرفداران ترانه‌هایت این قدر آدم غمگین بود که باعث شدند آهنگ‌های تو دست به دست بچرخند؟
خود من هم یک آدم غمگینم. شوخی می‌کنم، بگو بخند می‌کنم ولی بالا بروم، پایین بیایم یک غصه‌ای ته دلم دارم که حل نمی‌شود. خود من هم الان غمگینم، برای همین به سمت آهنگ‌های غمگین می‌روم که بتوانم خودم را تخلیه کنم. از یک بابت از این که شاید با در آوردن اشک بعضی‌ها بار غصه شان را کم کنم خوشحالم، یعنی راضی نیستم که اشک کسی را دربیاورم اما خودتان می‌دانید بعضی وقت‌ها تنها راه چاره این است که خودت را با یک موسیقی غمگین خالی کنی. اما در کل از اینکه آدم غمگین داریم و خود من هم یکی از آن‌ها هستم راضی نیستم.
چون خودت غمگین بودی، چنین آهنگ‌هایی دادی بیرون یا صرفا به این ایده رسیدی که قطعه‌های غمگین ممکن است بترکانند؟
من در اوج تنهایی آمدم به سمت موسیقی، لحظه‌هایی که به یک کمبود عمیق پی می‌بردم و به قول خودمان به صفر می‌رسیدم و اگر یاد خدا نبود واقعا منفجر می‌شدم. آن موقع‌هایی که خودم را تنهای تنها در یک فضای تاریک می‌دیدم، می‌نشستم و با موسیقی خودم را آزاد می‌کردم.
یعنی غم خودن از تنهایی نشات می گرفت؟
از تنهایی عمیق.
الان هنوز هم حل نشده؟
چرا باباٰ، کاملا از تنهایی درآمده ام بیرون و از زندگی‌ام بسیار راضی هستم. مساله مهم این است که یک‌ آدم تنها بخواهد درباره تنهایی بخواند. طبعا سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل می‌نشیند. ما نمی‌توانیم از خاطراتمان فرار کنیم. به نظرم شجاعت این است که به خاطره‌هایت برگردی و به خودت افتخار کنی که مثلا من آدمی بودم با این سابقه که این شدم. من به شخصه آدم تنهایی بودم ولی الان به هیچ وجه چنین حسی ندارم. من ازدواج کرده ام و نحوه زندگی ام عوض شده است. حالا شاید بخواهی بپرسی که آیا آدمی که تغییر کرده است، هنوز می‌تواند در همان فضا شعر بگوید، آهنگ بسازد و با همان حس بخواند؟ باید بگویم بله،‌ من که نمی‌توانم خودم را در یک موقعیتی جا بزنم و بگویم از اول همین بوده ام. دوباره به خاطره‌هایم بر می‌گردم، دوباره خودم را در آن لحظه‌های تلخ تصور و همان‌ها را تعریف می‌کنم. برای همین هنوز شنونده من قصه غم‌هایم را می‌شنود.
با این اوصاف حالا که حالت خوب است هم باز این موضوع‌های غمبار مضمون شعرهایت خواهند شد؟
موضوع و حرف برای گفتن آن قدر زیاد هست که آدم به سراغشان برود و اسیر تکرار نشود اما صد در صد من این مضمون را باز هم به کار می‌گیرم.
چطور به این نتیجه رسیدی که کار مشترکی با محسن چاووشی می‌ترکاند؟
من و محسن کارهای مشترک زیادی انجام داده ایم اما نشکن دلمو و نفس بریده از همه آن‌ها معروف‌تر شد. قبل از نشکش دلمو با هم کارهای دیگری هم انجام داده بودیم. اما این قطعه ماجرای دیگری داشت؛ زمانی که داشتیم این قطعه را ضبط می‌کردیم من هم برای خودم در استودیو این قطعه را می‌خواندم، همان طور که می‌دانید صدای من چپ کوک است و شعر‌ها را با یک تونالیته دیگری نسبت به محسن چاووشی می‌خوانم. در آن لحظه به این نتیجه رسیدیم که صدای من چقدر در این آهنگ می‌نشیند. محسن اصرار کرد که بیا این قطعه را با هم بخوانیم و من هم قبول کردم.
روند زیرزمین تا روی زمین را چطور طی کردی؟ از یک خواننده زیرزمینی، رسیدی به تیتراژ تلویزیونی و بعد هم آلبوم.
شما همه چیز را تعریف کردید به جز دو سالی که من سکوت کرده بودم. از آخرین کاری که روی اینترنت منتشر کردم تا اولین آلبومم دو سال سکوت کردم و هیچ کاری پخش نکردم. فقط همان تیتراژ «ماه عسل» را بیرون دادم. یک چیزی به من ثابت شد؛ این که حتی وقتی زیرزمینی هستی، اگر دید مثبتی داشته باشی، اتفاق‌های خوبی برایت می‌افتد. اگر شیطنت نکنی، شرایط هم با تو همسو می‌شود. من قبلا کار غیرمجاز منتشر کرده بودم و ضررهایی هم از این بابت دادم که هیچ وقت به طور کامل جبران نمی‌شود. شرکتی که دنبال مجوز برای کارهای من بود خیلی بیشتر از مجوز گرفتن برای یک خواننده صفر کیلومتر تلاش و دوندگی کرد. برای من هم که سه سال عادت به حرف زدن داشتم خیلی سخت بود که دو سال سکوت کنم. یک سال اول که خیلی سخت گذشت. این که می‌گویم سخت برای یک دقیقه اش است. من بودم و روز و شب با یک لپ تاپ مشغول کار موسیقی. هر هفته دوبار می‌آمدم بیرون با دوستان گشتی می‌زدم وباز می‌رفتم پای همان لپ تاپ کذایی. تنظیم را همان موقع یاد گرفتم.
بالاخره این سکوت تو اجباری بود یا اختیاری؟
«آخه دل من» آن روز‌ها خیلی بازارش داغ بود. چون هنوز درگیرفید بک‌های این کار اینترنتی‌ام بودم، یک سال طول کشید تا گرد و خاک آن قطعه بخوابد و بتوانم برای مجوز اقدام کنم. بعد هم به این فکر می‌کردیم که شخص من چطور به آدم موجه و مجازی تبدیل شود که اصلا مجوز دادن به آلبوم‌هایش در دستور کار قرار بگیرد. طبیعتا این پروسه همین قدر هم زمان می‌برد.
چرا سعی داری به هر قیمتی ایده‌هایی داخل کارهایت اجرا کنی؟ برای فروش بیشتر؟ مثلا ایده اسم آلبومی که می‌خواستید بگذارید «این سی دی رو بخر» یا حرف زدن با ناظر ضبط در یکی از قطعه‌ها.
دارید قضیه را کاملا برعکس نگاه می‌کنید. این آلبوم من یک داستان عجیب و غریبی بود. می‌توانم بگویم این آلبومی که بیرون آمده با آن چیزی که من می‌خواستم 40 درصد تفاوت دارد؛ مثلا چهار تا از قطعه‌های این آلبوم حذف شدند؛ چهار قطعه ای که تمام ایده‌های جدید من در آنها لحاظ شده بود. نمی‌خواستم بعد از چهار سال آلبومی بدهم که در آن هیچ ایده جدیدی به چشم نیاید. برای این که خلا آن‌ها حس نشود مجبور شدم قطعه آدم‌ها را به آلبوم اضافه کنم. خواستم یک کوچولو کار جدید توی آلبوم بگنجانم که بگویم بابا من هم خدا وکیلی آدم باهوشی هستم و آن قدر‌ها هم که قیافه ام می‌زند خنگ نیستم. قبول دارم این دو تا کاری که می‌گویید، ایده‌های خوبی بودند، اما در عین حال الان اگر به عقب برگردم، قطعه آدم‌ها را از آلبوم حذف می‌کنم. «من تو رو کم دارم» را هم همین طور. اگر برگردم به عقب سر اسم آلبوم هم مثل بچه آدم اسم رگ خواب را از اول اعلام می‌کنم. البته می‌دانم سر آلبوم بعدی هم باز تمام این اتفاق‌ها تکرار می‌شوند و من درس نمی‌گیرم.
ما به عنوان شنونده دفعه اول هنگام مواجه شدن با ایده‌ها، می‌گوییم اااااا چقدر با حال. دفعه دوم حالمان بد می‌شود. کار به شدت تاریخ مصرف پیدا می‌کند، فکر نمی‌کنی این به ضرر تو باشد؟
حالا من از شما بپرسم؛ اگر آلبوم من بدون هیچ حاشیه ای مثل آلبوم قبلی بیرون می‌آمد، مثلا آهنگی مثل «سکوت» با «راست چپ» توی آلبوم نباشد می‌دانید چه می‌شد؟ همه می‌گفتند ای بابا،‌ یک کار تکراری کرده و دارد مثل همیشه دور خودش می‌چرخد. اینرا خیلی‌ها می‌گویند و من از این که فکر کنم یک آدم تکراری ام بیزارم. چون پیش خودم فکر می‌کنم عرضه دارم ایده‌های جدید بدهم و وقتی این اعتماد به نفس را دارم این کار را می‌کنم. البته من برای این کار خیلی فکر نداشتم. پشت میکروفون بودم، همین سوتی را دادم و دلم خواست توی آلبوم هم بازسازی اش کنم. خوشم می‌آمد و کیف داد؛ همین. صدای ناظر ضبط هم خودم هستم. منتها میکروفن را بردم جلوی فن کامپیوتر که صدایم تغییر کند و تابلو نشود.
مگر کارهایت را در خانه ضبط می‌کنی؟
موسیقی پایه و ریتم را بله؛ ولی ساز و خوانندگی باید در استودیو انجام شود تا کیفیت مطلوبی داشته باشد.
از ماه عسل به بعد پیشنهاد تلویزیونی داشتی؟
تیتراژ برنامه نشان بی نشانه‌ها که درباره آدم‌هایی از جنگ بود که به شان بی‌توجهی شده بود. من این موضوع را دوست داشتم و آن را درک می‌کنم و موسیقی اش را هم با تمام احساسم ساختم. «آدم‌ها» یا همان «یک آسمان آبی» هم تیتراژ یک فیلم تلویزیونی بود که متاسفانه آن جا کار نشد ولی در آلبوم می‌توانید آن را گوش دهید و تیتراژ سریال آسمون همیشه ابری نیست.
طول کشیدن آلبوم کار تو بود برای شانتاژ خبری بیشتر یا به علت پروسه طولانی ارشاد؟
تقصیر من بود. توی این آلبوم خیلی بی تجربه بودم. در آلبوم بعدی جور دیگری برخورد خواهم کرد. تنظیم‌ها را زود شروع نمی‌کنم که همه چیز خراب شود و قطعات زیادی را هم خودم تنظیم نخواهم کرد. خواهش می‌کنم در لیوانی که تمام زورم را زده ام تا پرش کنم، این قدر با میکرومتر دنبال فضاهای خالی نگردید.
چرا در آلبومت آن قدر عکس مانکنی گذاشته ای؟ این کار مد است؟
من مودی هستم ولی مدی نیستم؛ یعنی مد جامعه برایم تعیین تکلیف نمی‌کند؛ ‌مثلا یک هفته دوست دارم زرشک پلو شیرازی بخورم ولی هفته بعد حالم ازش به هم می‌خورد! به یک چیزی گیر بدهم خودم را خفه می‌کنم. من تافته جدا بافته نیستم ولی این جوری بزرگ شده ام. دوست دارم شبیه خودم باشم.
یعنی همین طور حال کردی در جلد آلبومت 80 تا عکس بگذاری؟
زیاد نیست به خدا. بابا اگر قرار است عکس من بیرون بیاید بگذار خوب در بیاید دیگر، یا رومی روم یا زنگی زنگ.
ممکن است این همه ایده را برای این داده باشی که صرفا بیشتر شناخته شوی؟
من آدم اقتصادی ای هستم. اگر طرفدارهای من سه نفر آدم باشند من با همان‌ها شده ام محسن یگانه و همه چیز را به خاطر حمایت آنها دارم. شاید آن قدر اولویت نداشته باشد که مخاطب جدیدی جذب کنم؛ همان‌هایی را که دارم نگه دارم بس است. برای همین خیلی نمی‌خواهم در موسیقی بمانم و نهایتا چهار،‌ پنج سال دیگر خداحافظی می‌کنم.
چرا این روزها همه می‌گویند به زودی باز نشسته می‌شوند؟
این جمله‌ها را من دو، سه سالی هست که به همه رسانه‌ها می‌گویم.
دو سال پیش می‌گفتی نهایتا شش سال دیگر یا باز می‌گفتی تا چهار سال دیگر باز نشسته می‌شوم؟
آن موقع می‌گفتم مثلا دو، سه آلبوم دیگر با موسیقی خداحافظی می‌کنم. شاید یک کمی هم بدقول بشوم ولی مدت زیادی نخواهد بود. دوست دارم زندگی عادی خودم را داشته باشم چون زندگی این مدلی خیلی برایم سخت است.
از دردسر‌های این بچه معروف بودن هم برایمان بگو.
من در رشته مهندسی صنایع تهران جنوب درس می‌خواندم و ترم شش انصراف دادم. تو کلاس شیمی دانشکده، استاد از روی فهرست حاضر غایب می‌کرد. به محض این که استاد می‌گفت محسن یگانه بچه‌ها این قدر برگشتند و به من ابراز لطف کردند که استاد به‌شان برخورد و من را از کلاس بیرون انداختند. آن موقع کارهایم هنوز اینترنتی بود و بچه‌ها چهره ام را نمی‌شناختند ولی اسمم برایشان آشنا بود.
این همه انرژی که برای بالا خواندن بعضی قطعه‌ها می‌گذاری منفجر نمی‌شوی؟
مثل وزنه برداری است. وقتی می‌خواهی یک ضرب بزنی فشار بیشتری تحمل می‌کنی. یک عده می‌گفتند این اگر خواننده است چرا وقتی حرف می‌ِزند صدایش شبیه افشین قطبی می‌شود. من تنها لحظه‌هایی که می‌بینم مخاطب پایین سن دارد لذت می‌برد، این فشار یادم می‌رود. من قلبم را عمل کرده ام. یک سری چیزها برایم عوارض دارد، به هر صورت آدم چپ کوکی هستم و دوست دارم بالا بخوانم؛ مثلا «ای خدا دلگیرم» را دو گام پایین‌تر بخوانم، واقعا اثر مطلوب را نمی‌گذارد.
عکس های جدید محسن یگانه+مصاحبه
 
 
عکس های جدید محسن یگانه+مصاحبه
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 13:52  توسط فرزاد  |